الراغب الأصفهاني ( مترجم : غلامرضا خسروى حسينى )

126

المفردات في غريب القرآن ( مفردات الفاظ قرآن با تفسير لغوى و ادبى قرآن ) ( فارسى )

در آيات : ( فَراغَ إِلى أَهْلِهِ - 91 / صافّات ) و ( فَراغَ عَلَيْهِمْ ضَرْباً بِالْيَمِينِ - 93 / صافّات ) . يعنى : متمايل شد و حقيقت معنى آن طلب كردن با نوعى مكر و حيله است و با حرف ( على ) بيان شده است ، تا هشدارى بر معنى غلبه و استيلاء باشد . رأف : الرَّأْفَة : مهربانى و رحمت . قد رَؤُفَ فهو رَئِفٌ و رَءُوفٌ : مهربانى كرد و او مهربان است مثل - يَقِظ و حَذِر - ( بيدار و دورانديش و محتاط ) . خداى تعالى گويد : ( لا تَأْخُذْكُمْ بِهِما رَأْفَةٌ فِي دِينِ اللَّهِ - 2 / نور ) ( اشاره به اجراى حدود و قصاص الهى است ، در بارهء مجرمين قطعى كه مىگويد : به خاطر سلامت جامعه نسبت به اجراى خدا رأفت نگيريد ) . روم : آيهء : ( الم ، غُلِبَتِ الرُّومُ « 1 » - 2 / روم ) كه گاهى به نسلى و نژادى معروف و گاهى به جمع و گروه رومى اطلاق مىشود مثل واژه - عجم ( واژه عجم نيز در معنى غير عربها و همچنين ايرانيها به كار مىرود ) .

--> ( 1 ) ابو عبد اللّه ياقوت حموى نظر ازهرى و جوهرى را در نژاد رومى كه آنها را منسوب به عيصو بن اسحق ابراهيم مىدانند تأييد مىكند و مىنويسد : همانطور كه مىگويند زنگى و زنگ رومى و روم - هم همين طور است رومىها بودند كه در بلاد وسيعى زندگى مىكردند و كشور روم به آنها منسوب است و سپس شعر جرير را كه با نسبت دادن خود به ايران و روم بر يمنىها فخر مىكند ، مىآورد . ابونا ابو اسحق يجمع بيننا * و قد كان مهديا نبيّا مطهّرا و يعقوب منّا زاده اللّه حكمه * و كان ابن يعقوب امينا مصوّرا 1 - پدر ما پدر اسحق است كه ما را مجتمع كرده است و پيامبرى هدايت‌گر و پاك بود . 2 - يعقوب عليه السّلام از ماست كه خداوند حكمتش را افزود و پسر يعقوب امينى واقعى بود . ( معجم البلدان 3 / 98 ) .